"/> English Plus Fun انگلیسی+ تفریح - مطالب ابر English vocabulary
 
English Plus Fun انگلیسی+ تفریح
English as Easy as Pie.Good Translation Is an Art
18 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
Verb 

bring up 
مطرح کردن, پرورش دادن, فرهیختن, رشد دادن,پروردن


discuss
مطرح کردن, گفتگو کردن, بحث کردن, بادقت بحی کردن


consider
مطرح کردن, رسیدگی کردن, ملاحظه کردن, سنجیدن,تفکر کردن, فرض کردن


moot
مطرح کردن, دادخواهی کردن


debate
مناظره کردن, مطرح کردن, مباحثه کردن, سر و کله زدن


table

مطرح کردن, از دستور خارج کردن, روی میز گذاشتن, در فهرست نوشتن


propound
مطرح کردن, پیشنهاد کردن, طرح کردن, ارائه دادن,تقدیم کردن, رواج دادن


expose to discussion
مطرح کردن






نوع مطلب : Vocabulary لغت، 
برچسب ها : لغات انگلیسی، کلمه انگلیسی فارسی، English vocabulary، آموزش زبان انگلیسی، انگلیسی آسان، ترجمه انگلیسی فارسی،
لینک های مرتبط :
16 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
معادل های کلمه بفرمایید در زبان انگلیسی

 


1- هنگامی که چیزی را به کسی می دهیم.

.Here you are
.These shirt is for you. Here you are

 

2- هنگامی که می خواهیم کسی را به صرف غذا، نوشیدنی و ... دعوت کنیم.

.Help yourself/selves

.Ok everybody. Dinner is ready. Help yourselves

 

3- وقتی در حال خوردن چیزی باشیم و بخواهیم آن را به دیگری تعارف کنیم.

Have some/have one

.Have some salad/have an orange

 

4- به هنگام ورود به محلی یا خروج از آن، اگر بخواهیم دوست یا همراه ما، قبل از ما وارد شود.

!After you

 

5- اگر بخواهیم کسی را مودبانه دعوت به نشتن نماییم.

.Take/Have a seat, please

 

6- اگر کسی از ما اجازه استفاده نمودن از وسایل ما را بگیرد، برای دادن اجازه می گوییم.

.Be my guest / Go ahead




نوع مطلب : Vocabulary لغت، 
برچسب ها : لغات انگلیسی، کلمه انگلیسی فارسی، تعارف کردن انگلیسی، English vocabulary، آموزش زبان انگلیسی، انگلیسی آسان، ترجمه انگلیسی فارسی،
لینک های مرتبط :
16 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
بدن - اجزای سر

The body - Head parts

مو   :hair

پیشانی   :Forehead

صورت  :Face

چشم  :Eye


ابرو  :Eyebrow


پلک  :Eyelid

مژه   :Eyelashes

  مردمک  :Iris

قرنیه  :Cornea

گوش  :Ear

بینی  :Nose

گونه  :Cheek

فک  :Jaw

لب  :Lip 

دندان  :Tooth

لثه  :Gums

زبان  :Tongue

چانه  :chin




نوع مطلب : Vocabulary لغت، 
برچسب ها : لغات انگلیسی، کلمه انگلیسی فارسی، Body words، English vocabulary، آموزش زبان انگلیسی، زبان انگلیسی آسان،
لینک های مرتبط :
Vocabulary لغت
متضاد    Antonym

a) = adjective)  صفت                   فعل  prep) = preposition)            حرف اضافه   v) = verb)


انکار کردن، نپذیرفتن  =(deny (v                      اعتراف کردن  =(admit (v 

.Bobby said he stole the ball. He admitted it
بابی گفت توپ اون دزدید. بابی اعتراف کرد.

.Sam said he didn't steal the ball. He denied it
سام گفت که او توپ ندزدید. سام انکار کرد.








نوع مطلب : Vocabulary لغت، 
برچسب ها : لغت، متضاد انگلیسی، کلمات منضاد انگلیسی، Opposite words English، antonym، English vocabulary،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


WeblogSkin

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic