"/> English Plus Fun انگلیسی+ تفریح - مطالب ابر English slang
 
English Plus Fun انگلیسی+ تفریح
English as Easy as Pie.Good Translation Is an Art
 الکل، نوشیدنی الکلی   :booze

.I promised to bring two bottles of booze to the party

قول دادم دو بطری الکل بیارم به مهمونی.



 پول، مایه تیله   :bread

.I need some bread to pay for my car

یکم مایه تیله لازم دارم برای ماشینم بدم.











نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang، آموزش زبان انگلیسی، انگلیسی آسان،
لینک های مرتبط :
اصطلاح عامیانه Slang

 دیوانه شدن :bonkers

.I think I am going bonkers

فک کنم دارم دیوونه میشم.


سوتی، اشتباه  :boo-boo

If you make another boo-boo like that, you won't have a job

اگه یه سوتی دیگه مث اون بدی بیکار می شی.






نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :
Idioms اصطلاحات     عامیانه   Slang

 ناموفق، ناکام، بد (به ویژه برای فیلم و نمایش):bomb

.The movie was a bomb

فیلم ناموفقی بود. 



 مست کردن:bombed

.The driver of the car was bombed

راننده ی ماشین مست بود.







نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :
 عصبانی شدن، خونسردی از دست دادن:blow one's cool

.Calm down. Don't blow your cool
آروم باش. خونسردیتو حفظ کن.



احساساتی شدن، تحت تاثیر قرار گرفتن:blown away

.I was blown away by his donation of a million dollars

من تحت تاثیر بخشش یک میلیون دلاری او قرار گرفتم.






نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :
ولخرجی کردن ، به باد دادن پول: blow

.He blew all his money gambling
او تمام پولش را سر قماربازی به باد داد.


از کوره در رفتن، فیوز پراندن:blow a fuse

.Hey, don't blow a fuse
آهای از کوره در نرو.







نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :
crank something out
درست کردن
معنی :Meaning
 to produce something 
 to make a lot of something 
 تولید کردن چیزی
 از چیزی، تعداد زیادی ساختن


 .She can crank mystery novels out. They're all good, too
 اون میتونه کلی رمان رازآلود تولید کنه. همشون هم خوبن.

 .That man does nothing but crank out trouble 
 اون مرد کارش فقط کلی مشکل درست کردنه.





نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :
 آدم خپل، بالون، بادکنک :blimp

.I always seem to have a blimp sitting next to me when I travel

به نظر می رسه همیشه موقع مسافرت یه بادکنک کنار من میشینه.



 رفتن، ترک کردن جایی:blow

.I'm going to blow out of here now

من می خوام همین الان از اینجا برم.






نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :
big stink
موضوع گنده کردن، مسئله بزرگ کردن

.The citizens made a big stink about the new nuclear power station

شهروندان مسئله ایستگاه انرژی هسته ای جدید بزرگ کردند. 


blade
تیزی، چاقو، قمه
.He carried a ten inch blade with him
او یک قمه 10 اینچی با خودش می برد.





نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :
big gun
کله گنده، آدم قدرتمند و بانفوذ

.The president brought two big guns to the meeting

رییس جمهور دو نفر آدم بانفوذ را به جلسه آورد.


big mouth
وراج، پرحرف
.Shut up! You really have a big mouth

خفه شو! تو واقعا وراجی.







نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : اصطلاح عامیانه، انگلیسی عامیانه، English slang،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


WeblogSkin

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic