"/> English Plus Fun انگلیسی+ تفریح
 
English Plus Fun انگلیسی+ تفریح
English as Easy as Pie.Good Translation Is an Art
18 آذر 92 :: نویسنده : منصوره علوی
دوستان عزیز 

به وبلاگ خودتون خوش اومدین. لطفا سوالات مربوط به یادگیری زبان انگلیسی و ترجمه متون تخصصی و عمومی از طریق ایمیل:
                                             alavi.m64@gmail.com   از ما بپرسید.
    
 تیم حرفه ای مترجمان 
ترجمه متون عمومی و تخصصی
توسط مترجمان کارشناسی ارشد و دکتری
فارسی به انگلیسی
انگلیسی به فارسی 
برای سفارش ترجمه به کانال  

 https://telegram.me/ExpertTranslators  مراجعه فرمایید.


یا با شماره 09374009597 تماس حاصل فرمایید.

با تشکر
علوی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
2 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
2 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
2 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
 ADVERB    قید

  Adverbs are used to say how, how often, where or in what manner we do something

قیدها کلماتی هستند که برای بیان چگونگی، تکرار، مکان، یا حالت انجام کار استفاده می شوند. به عبارت دیگر قید فعل را توصیف می کند.

.She danced very GRACEFULLY  
او بسیار زیبا می رقصد
 
.Tom OFTEN travels by train   
 تام اغلب با قطار سفر می کند.

  The children are playing OUTSIDE  
 بچه ها دارن بیرون بازی می کنند

 Jane REALLY likes that band
   جین واقعا اون گروه موسیقی دوست داره

ادامه مطلب 





نوع مطلب : Grammar دستور زبان، 
برچسب ها : قید در زبان انگلیسی، انواع قید انگلیسی، Adverbs in English، English Grammar، گرامر انگلیسی،
لینک های مرتبط :
Leisure Activities
Click to listen 
فایل صوتی

?A: Tell me, what do you enjoy doing in your spare time

.B: I enjoy drawing and painting

?A: You know how to draw and paint

.B: Yes, I do

?A: When did you learn how to do that

.B: I learned back in high school

?A: Oh, so you took an art class

.B: Yeah, I loved that class

.A: I see that you're pretty talented

.B: Thank you very much

.A: I wish I had a talent like that

.B: I'm sure you have a talent. It's just hidden

  Spare time= اوقات فراغت           hidden= پنهان، نهفته




نوع مطلب : Conversation مکالمه انگلیسی، 
برچسب ها : English conversation، مکالمه انگلیسی، مکالمه با فایل صوتی، دانلود مکالمه انگلیسی با فایل صونی،
لینک های مرتبط :

 Falling in LOVE 
اصطلاحات عاشق شدن 


to fancy someone (British English) 

به کسی احساس داشتن، مجذوب و شیفته کسی شدن

"My friend fancies you!" 
! دوستم به تو احساس داره




 to have a soft spot for someone 

 ذلیل کسی بودن، دوست داشتن کسی با وجود بد رفتاری 

Jenny has a soft spot for Richard – he can do anything!


 !جنی مرد ذلیل ریچارده- ریچارد هر کاری بخواد میتونه انجام بده






نوع مطلب : اصطلاحات IDIOMS، 
برچسب ها : English Idioms، Love idioms، اصطلاحات انگلیسی، اصطلاح عاشقانه انگلیسی،
لینک های مرتبط :
2 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی




نوع مطلب : PICTURE QUOTE عکسنوشته، 
برچسب ها : گیف انگلیسی، گیف فارسی، Gif، گیف آموزشی، Good morning gif، گیف صبح بخیر،
لینک های مرتبط :
1 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی




نوع مطلب : PICTURE QUOTE عکسنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
LOVE

عشق





نوع مطلب : PICTURE QUOTE عکسنوشته، 
برچسب ها : عکس عاشقانه، عکسنوشته فارسی و انگلیسی، Love pics،
لینک های مرتبط :

آرام،متین   /Calm:/ˈkɑːm 


.My brother is always calm, cool, and collected

برادرم همیشه آروم، خونسرد و موقره.



cautious: /ˈkɑːʃəs / محتاط، مواظب


.Any cautious tourist will guard her passport

یک توریست محتاط مراقب پاسپورتش است.


 charming: /ˈtʃɑɚmɪŋ/ دلربا، گیرا، افسونگر


charming young man

یک مرد جوان افسونگر


cheerful: /ˈtʃiɚfəl /  شاد، سرزنده، بشاش

cheerful face/person
یک چهره/ شخص بشاش






نوع مطلب : Vocabulary لغت، 
برچسب ها : ویژگی شخصیتی Personality trait، لغات انگلیسی، کلمه انگلیسی فارسی، English Personality،
لینک های مرتبط :
1 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
Vocabulary لغت
متضاد    Antonym

a) = adjective)  صفت  /  فعل  prep) = preposition) / حرف اضافه   v) = verb)


زنده :(alive (a

مرده :(dead (a


.The man was alive/dead when the doctor arrived

وقتی دکتر رسید مرد زنده/مرده بود.



اجازه دادن   :(allow (v

ممنوع کردن یا بودن  :(forbid (v


.Food is allowed but smoking is forbidden

غذا مجاز است ولی سیگار کشیدن ممنوعه.


 تقریبی  :(approximately(a

دقیقا   :(exactly (a

.The journey will take approximately an hour
سفر تقریبا یک ساعت طول می کشد.


.The journey will take exactly 48 minutes and 30 seconds
سفر دقیقا 48 دقیقه و 30 ثانیه طول می کشد.








نوع مطلب : Vocabulary لغت، 
برچسب ها : لغت، متضاد انگلیسی، کلمات منضاد انگلیسی، Opposite words English، antonym، English،
لینک های مرتبط :
1 اسفند 95 :: نویسنده : منصوره علوی
Her husband had a car accident and
.passed away

شوهرش تصادف کرد و فوت کرد.






نوع مطلب : فعل های عبارتی (Phrasal Verbs)، 
برچسب ها : فعل های عبارتی، فعل های انگلیسی، English verbs، Phrasal verbs، فعل های انگلیسی با عکس،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


WeblogSkin